داستان کوتاه آموزنده سنگ ثروت و عشق

[ad_1]

در زندگیمان برای مطالعه و کتابخوانی جایی باز کنیم و برای کتاب ارزشمند ارزشی قائل شویم، اگر وقت کتاب خواندن ندارید می‌توانید داستان کوتاه بخوانید. در این مطلب از مجله بانوان صورتی‌ها برای شما داستان کوتاه آموزنده‌ای را آماده کرده‌ایم که امیدواریم بپسندید.

داستان کوتاه سنگ ثروت عشق

داستان کوتاه سنگ ثروت عشق

داستان کوتاه سنگ ثروت عشق :

در زمان‌های گذشته پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای اینکه عکس‌العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد

بعضی از بازرگانان و ندیمان ثرتمند پادشاه بی‌تفاوت از کنار تخته سنگ می‌گذشتند

بسیاری هم غرولند می‌کردند که این چه شهری است که نظم ندارد حاکم این شهر عجب مرد بی‌عرضه‌ای است و……..

نزدیک غروب یک روستایی که پشتش بار میوه بود نزدیک سنگ شد و با هر زحمتی که بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد ناگهان کیسه‌ای دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود کیسه را باز کرد داخل آن سکه‌های طلا و یک یاداشت پیدا کرد

پادشاه نوشته بود: هر سد و مانعی می‌تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *